سه روزه که خبری ازش نیست ! جواب پیام ها رو نمیده ! نگرانشم . . . روز سوم بالاخره مجبور میشه جوابمو بده ...
میگه : چه خبره دنیا رو به هم ریختی ؟
میگم : نگرانت شدم . . .
میگه : هیچ کس نگران من نیست !
میگم : این چه حرفیه که میزنی ؟
میگه : راست میگم دیگه ! همه به فکر خودشونن ، همه منو واسه خودشون میخوان ...
چقدر این جمله به گوش ِ روحم آشناست . . . خوب که فکر میکنم می بینم راست میگه ؛ من هم بودنش رو فقط به خاطر خودم میخوام . . . خوب که فکر میکنم می بینم اگه نباشه . . .
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 0:9  توسط فرناز
|
